فلسفه باوری درادبیات
فلسفه درذات هرپدیده ای حضور دارد ، چه این پدیده ها محض علمی باشند وچه هم محض هنری؛اما مهم کشف موجودیت نگره های فلسفی وتأ ملات فلسفی زاازدرون پدید ه هااست .
رابطه ی فلسفه با ادبیات ، رابطه ی کهن است ؛ زیرا تأمل در محتوای نخستین آثار وپدیده های ادبی به درستی می رساند که فلسفه هماره باپیدایی ادبیات، هم زادوهم ذات بوده است .
سیگاری
ازمجله "گونگهت"
برگردان:جاویدفرهاد
"راجیش گواسوامی" شاعر هندی در سال 1933 میلادی در ( جیپور ) زاده شد
گواهینامه ی فوق لیسانس خود را ازدانشگاه دولتی دهلی گرفت و نخستین مجموعه ی شعرش را در سال 1961 میلادی منتشرکرد.
پس از آن گزینه ی از شعرهایش را در سال 1965 چاپ کردو سپس به نوشتن داستان های فلسفی رو آورد , اما در این زمینه به موفقیت چندانی دست نیافت و دیگر در حوزه ی ادبیات چیزی ننوشت .
"گواسوامی" پس ازگذشت چند سال , در سال 1969 میلادی در یک حادثه ی راننده گی در "مومبیئی" درگذشت و پس از مرگش، منتقدان زیادی مانند "دیپک ورماتیجوری" در مورد ویژگی های شعرش مقالاتی نگاشتند.
دوغزل برای "لیلی"
لیلی 1
بنشسته درکمین تو"قابیل" دیگری
یعنی برای کشتن"هابیل" دیگری
مردم میان مکه ی احساس خفته اند
درانتظارفوج" ابابیل" دیگری
بی تومیان خلوت من هیچ کس هنوز
قران نخوانده است به ترتیل دیگری
گنجشک گشتی وشاید نهفته است
دربین بال های تو"جبریل" دیگری
"لیلی"! دلم گرفته بیاوربرای من
یک شرح عاشقانه به تفصیل دیگری
هرروزعکس چشم تراچاپ می کند
شاعرمیان صفحه به تحلیل دیگری
لیلی 2
"لیلی"! میان نبض تکامل نشسته ای
درپشت قد کشیدن یک گل نشسته ای
باشعرعاشقانه ی"حافظ" دوباره تر
دراوج لحظه های تفأل نشسته ای
دیروزازخداوملک ها دلت گرفت
امروزبرسکوی توکل نشسته ای
دیدم صبوری وبازخم های خویش
دربین پلک های تحمل نشسته ای
همرنگ باخیال توگردیده واژه ها
وقتی که برگلوی تغزل نشسته ای
شاعرنبودی وامشب کنارمن
درلابلای عطرتخییل نشسته ای
باز خوانی چند بیت از یک غزل " بیدل "
در عالمی که باخود ، رنگی نبود مارا
بودیم هر چه بودیم ، او وا نمود مارا "
انسان، پیش از حضورش در عالم هستی ، در نیستی مطلق به سر می برد ؛ اما این نیستی به نقل از" سارتر " در واقع آن سوی سوی سکه ی هستی است که در تصور عینی ما به نام " نیستی " از آن تعبیر می شود، در حالی که ازنظر"سارتر" نفس مسأله تأکید ما بر مسأله ی " نیستی " همان تأکید بر مسأله ی هستی است .
" سارتر " برای تبین بیشتر این نگره ی فلسفی در بحث " هستی و نیستی " می افزاید : " مابه هر پدیده ای که هست ، می گوییم هستی. و نیستی هم به گونه ای هستی است ؛ اگر نیست ، پس چرا می گوییم "نیستی " یعنی که هست .
شعر ، معجزه ی خیال است !
منبع : مجله ی " گونگهت "
برگردان : جاوید فرهاد
" روهیت مهتا " شاعر هندی در سال 1966 میلادی در ایالت پنجاب هند زاده شد.
آموزش های نخستینش را در پنجاب و دوره ی آموزش عالی را در رشته ی مهندسی ساختمان، در دهلی به پایان رساند.
در آغاز برای شماری ازآوازخوانان هندی تصنیف های"رمانتیک" می نوشت ؛ ولی در سال 1988 ، نوشتن ترانه ها را ترک گفت و به سرایش جدی شعر پرداخت .
در 1993 نخستین دفتر شعرش را به نام " ماه ، مثل من تنهاست " منتشر کرد ؛ اما شعر های این دفتر مخاطبان چندانی نیافت .
سال بعد ، گزینه ی شعر هایش را به نام " فراموشم شد " ( هم کو بهول گیی ) چاپ کرد که با استقبال گسترده ی جامعه ی ادبی هند روبه رو شد . سپس دفتر های دیگرش را به نام های " دلتنگی های شاعرانه " و سرودی برای سرسوتی " منتشر ساخت .
" روهیت مهتا " افزون بر سرایش ، نگره های جالبی در مورد شعر دارد . او شعر را " معجزه " ی خیال می داند و شاعر را پیامبر اندیشه ی آسمانی .
رابطه ی مخاطب با شعر، رابطه ی دو سویه است
گفتگویی با جاویدفرهاد شاعرونویسنده
(این گفتگودرشماره دوشنبه۲۹سرطان۱۳۸۸روزنامه"ماندگار"منتشرشده)
یاددهانی:
از جاوید فرهاد تا اکنون شش مجموعه شعر، دو کتاب نبشته های پژوهشی در زمینه ی ادبیات و نقدشعر، بر گردان شماری از شعرها و تأ ملات فرهنگی اززبان اردو به فارسی نشر شده است.
او باجدیت درزمینه ی شعر و نگره های ادبی کار می کند . برای آ شنایی بیشتر خواننده گان روزنامه ماندگارازحال وفضای اندیشگی جاویدفرهاد، گفتگویی را با اوانجام دادیم.
چه نوع شعر را می پسندید ؟
پاسخ: هر شعری که شعر باشد ، یعنی مقوله ی «شعریت » را- که به عنوان درونمایه ی اصلی شعر از آن یاد می شود- در خود داشته با شد . شعریت مساله ی است که هر تصوری در بستر آن به مدد تخییل و حس خلاق شاعرانگی، به شعر بدل می شود و رابطه ی ما را با شعر، در دوسوی «درک وحس » شکل می دهد.
شعر،تجربه نویسی ذهن است
رابطه ی شعر باذهن ، رابطه ی اند اموار ( ارگانیک ) است . ذهن ، بستریست برا ی نطفه بندی تصورات شاعرانه ودرواقع شکل گیری اندیشه هایی که به کمک تخییل صورت می گیرد .
این رابطه ازتأثیر پذیری های ذهنی ازحادثه ها وپدیده ها آغاز وسپس درکارگاه ذهن – با توجه به تجربه ی فردی شاعر ازجریان آفرینش – شکل پذیرفته وبا ابزار زبان ارائه می شود .ارزش،ابطال پذیری وآسیب نگره های ادبی
بحث در باره ی مسایلی مانند: ارزش،ابطال وآسیب نگره های ادبی(نظریه های ادبی) از موارد مهم در حوزه ی ادبیات دانسته می شود.
مطرح کردن موارد ارزش نگره های ادبی،ابطال وآسیب های آن از شمار مهماتی است که کمتر به آن توجه می شود،وهمین عدم توجه درزمینه مسایل ادبی سبب می شود که نگره های ما در زمینه های گوناگون ادبی- به ویژه در عرصه ی نقد- تحول نپذیرد ویا هم آسیب های نگره های متحجر سبب شود که راهی به سوی پیشرفت در زمینه ی ادبیات پدید نیاید.دوکنش دردوواکنش
نقدی برمجموعه ی شعر"ماهیان ازرگ های ماگریخته اند"
شعر حادثهای است که در زبان اتفاق میافتد. در فراینداین اتفاق ،محتواچیزیست که با ابزار زبان ارائه میشود؛ بنابرین احاطه و توجه به ویژهگیهای کاربرد زبان و روش به کار گیری واژهها، از موارد مهم درشعر است.
در بحث ایجاد رابطهی دو سویه شعر با مخاطب (یا برعکس ایجاد رابطهی مخاطب با شعر) زبان، به حیث مهمترین ابزار برای رسانیدن پیام مطرح است و این ایجاد رابطه برای دادن پیام یا درک محتوا، چیزیست که ما به عنوان "رسانگی" از آن یاد میکنیم.
من با همین گزینه در مورد مجموعهی شعرهای "ماهیان از رگهای ما گریختهاند" وارد بحث میشوم و برای سامانمندی بیشتر مسأله، گپهایم را در دو مورد، پی میگیرم:
نسبم را چه سگی بلعیده است!
برگردان:جاویدفرهاد
"ادیتیا بهوپالیا" در سال 1947 میلادی در دهلی زاده شد.
پدرش فروشندهی دورهگرد بود. بهوپالیا در آستانهی 12 سالگی پدر را از دست داد و برای نخستین بار اندوه بیپدری را تجربه کرد.
فقر و تنگدستی او را مجال نداد تا به آموزشهای دانشگاهیاش ادامه بدهد، از این رو، پس از چندی دانشگاه را ترک کرد.
"بهوپالیا" از شمار شاعرانیست که نگاه متعارف به زندهگی ندارد. او بدون توجه به سنتهای دست و پا گیر اجتماع، سرایندهی احساس واقعی همنسلان خود است.
بیشتر شعرهای او به دلیل هجوم بر سنتهای خرافی جامعهی هند، کمتر فرصت نشریافته اند.
برای آشنایی بیشتر دوستداران حوزهی شعر، برگردان چند شعر او را به زبان فارسی پیشکش میکنم: