استاد"مهوش" به زودی به دعوت میوند بانک به کابل می آید

استاد"مهوش" به زودی به دعوت میوند بانک به کابل می آید

استاد "فریده مهوش" بانوی چیره دست عرصه ی موسیقی وآواز خوان محبوب کشور، به زودی به دعوت میوند بانک به کابل می آید.

دوکتور "فریدون نورزاد" ریس عمومی میوند بانک، بابیان این مطلب افزود: هدف اساسی ازدعوت استاد مهوش به افغانستان،اجرای کنسرت در مراسم بزرگداشت ازجشن نوروز 1389خورشیدی در بلخ و کابل وقدردانی از هنرمندان عرصه ی موسیقی کشور- به ویژه بانوان آواز خوان- می باشد."

استاد مهوش هنرمند شناخته شده ی کشور، از دو دهه به این سو، در ایالت کلفورنیای امریکا به سر می برد.

جای یادآوریست: میوند بانک پیش ازاین نیز درسال جاری (1388 ) خانم "هنگامه" آوازخوان مشهور کشور وداکتر"شرینواس" غزل خوان مطرح هندی را به خاطر اجرای کنسرت، به افعانستان دعوت کرده بود.

روش های درست نویسی و درست گویی در زبان

روش های درست نویسی و درست گویی در زبان

بخش یکم                     

گپ نخست :

زبان پارسی، بر بنیاد گسترده گی حوزه ی مفهومی اش در میان پارسی زبانان ، از ارزش ویژه یی برخوردار است ؛ برخورداری از این ارزش، زمانی دستیاب می شود که روند اثر گذاری و اثر پذیری این زبان را در فرایند دوسویه ی آن (مرحله ی دادوستد زبانی) مورد ژرف نگری قراربدهیم .

با توجه به این ویژه گی، یکی ازمواردی که می تواند دررشد و گسترده گی حوزه ی مفهومی زبان پارسی، مدد رساند، کاربرد روش های درست نویسی و درست گویی واژه ها در زبان است.  

افزون براین،به کارگیری روش های درست نویسی ودرست گویی واژه ها کمک می کند تا زبان را از آسیب های روزمره ولغزش های معنایی دورنگهداریم، و با عملی سازی این مهم، به پویایی آن بپردازیم . 

چنانکه وچنانچه: این دو (چنانکه وچنانچه) دوترکیب مختلف با دومعنای متفاوت اند؛ زیرا "چنانکه" به مفهوم "آن طوری که"آمده و مهمترین برهان آن "آن چنانکه وهم چنانکه" است و دراین جاهم "آن طوری که" معنا می دهد.

"چنانچه" به معنای "اگرست" مانند: "چنانکه آگاهی دارید" ؛ یعنی آن طوری که آگاهی دارید و" چنانچه آمدید من نبودم" یعنی اگر آمدید،من نبودم. این دو ترکیب را بیشتر به جای هم می نویسند، و این اشتباه محض است. در کتاب های کهن، گاهی این نارسایی و اشتباه دیده می شود: اما به هر حال، از کاربرد "چنانچه " به جای "چنانکه " باید پرهیزشود.

بایستی، باید و بایست :" باید" فعل مضارع "بایستن" یعنی در برگیرنده ی زمان حال است . "بایست" و"می بایست" فعل ماضی و"بایستی" از منظر دستور زبان صیغه ی شرطی است.

ادامه نوشته

چند سویه گی درشعرشاملو

چند سویه گی درشعرشاملو 

"من بامدادم

شهروندی با اندام وهوش متوسط

نسب ام بایک حلقه به آواره گان کابل می پیوندد

نام کوچک ام عربی ست

                      نام قبیله یی ام ترکی

                                            کنیت ام پارسی

نام قبیله یی ام شرمسارتاریخ است

ونام کوچک ام را دوست نمی دارم

                                          (تنها هنگامی که توام آوازمی دهی

                                           این نام زیباترین کلام جهان است

                                           وآن صدا غمناک ترین آوازاستمداد) "(احمد شاملو) 

در آمد:

"احمد شاملو" بی تردید، از چهره های بزرگ و بنیانگذار در حوزه ی شعر پارسی است.این ویژه گی ها(بزرگی و بنیانگذاری) زمانی دستیاب می شود که شعر شاملو( 1.بامداد) را باژرفنگری- و در یک گفتمان چند سویه- بررسی کنیم.

ادامه نوشته

چند دقیقه در"عقربه ی چهارم"

چند دقیقه در"عقربه ی چهارم"

نقدی درباره ی یک شعر

"عقربه ی چهارم"،مجموعه ی شعرهاییست از "محمدیاسین نگاه"؛ شاعری با درک ودریافت خودش که چندی پیش منتشر شده است.

برای سامان بخشی بهتر گپ و گفت در باره ی شعر های این مجموعه ، تاٴملم را در مورد  یک شعر از این دفتر آغاز می کنم وبحث گسترده در باره ی بسیاری از سرود های دیگر را به فرصت و زمان بعدی می گذارم:

حوالی ساعت نمی دانم چند

کوه حلق آویز شدم

تو حلق آویز شدم

من حلق آویز شدم

ما حلق آویز شدم

شب بدون مقدمه مرگ را سرود

ادامه نوشته