مشکل روشنفکر چیست؟

مشکل روشنفکر چیست؟

                                                                     

بحث را از یک پرسش آغاز می کنم:

اساسی ترین مشکل روشنفکر چیست؟

این پرسش، روزگاریست که به عنوان یک مشکل پیچیده، ذهن روشنفکر را به خود معطوف داشته و روشنفکر را به بی باوری کشانیده است؛ اما پاسخ به این پرسش، به این سادگی میسر نیست. عوامل متعدد و زمینه های فراوانی باعث پیدایی این پرسش در اندیشه ی روشنفکر گردیده که ریشه یابی هر کدام، مجال بیشتر برای بحث در این زمینه ها می خواهد و از حوصلۀ این مقال بیرون است.

 

ولی به گونه ی اجمالی و به عنوان طرح مسایل مقدماتی، دو مسئله ی اساسی را که باعث پیدایش این مشکل اساسی در عرصه ی روشنفکری گردیده، طرح می کنیم:

 

الف: عدم حضور روشنفکر منحیث پدیدۀ عامل

ب: نداشتن قدرت کارآیی در عرصه ی مدیریت

ادامه نوشته

عقلانیت سیاسی، دکتاتوری رابرنمی تابد

عقلانیت سیاسی، دکتاتوری رابرنمی تابد

 

 

بحث دکتاتوری از دید عقلانیت سیاسی، یکی از مهمترین مسایل مبرم در شیوه های راهبردی سیاست است که به منظور پی جویی ژرفتر، نخست توجیه روشنی از مقوله ی " عقلانیت سیاسی" را مطرح می  سازیم وسپس مفهوم دکتاتوری را ازمنظر عقلانیت سیاسی، بررسی می کنیم:

 

  عقلانیت سیاسی چیست:

" جان هید" اندیشمند علوم سیاسی ، توجیه اجمالی؛ اما ژرف از عقلانیت سیاسی را فرادیدمان می گذارد و با تأکید برمسأله ی آگاهی، مقوله ی عقلانیت سیاسی را مبتنی برشگردهای "عمل عقلانی"  در سیاست تعریف می کند(1)

ادامه نوشته

روشنفکران قلابی

نگرش کلی بر مفاهیم انتزاعی در حوزه ی روشنفکری

 

 

با آن که در مورد روشنفکر و حوزۀ کاربرد معنایی آن هر روز گپ می زنیم؛ اما یک مسأله واضح است که ما تا هنوز، توجیه دقیق و ژرف از ماهیت روشنفکر اصیل و مقوله ی روشنفکری نداریم. همه ای توجیهات ما از روشنفکر و روند روشنفکری، دچار ابهام است و همین ابهام در توجیه، گاهی باعث بروز چالش های متعدد، فرا راه درک درست ما می شود.

ادامه نوشته

وقتی که "لیلا" پیراهنم را شُست

وقتی که "لیلا" پیراهنم را شُست

 

یاد نامه ای به مناسبت مرگ "لیلا صراحت روشنی"

 

"نیامدی و صفای بهار می گذرد

خزان من همه در انتظار می گذرد

زبرگ برگ گل خاطر خزان زده ام

نسیم یاد تو بی اختیار می گذرد"

                                              "لیلا صراحت روشنی"

 

شب بود که خبر مرگ "لیلا" را شنیدم........

احساس کردم چیزی دراندرونم شکست... صدای شکستن راشنیدم؛ صدا شبیه خود "لیلا" بود. ناگهان خاطرات روز های محدودی که باهم بودیم، در آینه ی ذهنم جان گرفت... روزهایی که در غربت بودیم  و در دوزخی به نام "پشاور" به سر می بردیم.

ادامه نوشته

چند متن و چند حا شیه

نگرشی بر چند بیت از دیوان بیدل

 

نگرش ژرف درباره ی " بیدل " و ارائه ی "قرائت میان متنی" از شعر این ابرشاعر، به دلایل بیشماری دشوار است؛ اما این دشواری زمانی – تاحدی آسان و قابل دسترس می شود- که مبتنی بر روش هرمنوتیکی از اندیشه ی شاعرانه ی وی، تأویل و تفسیر چند لایه ارائه گردد؛ زیرا به مدد روش های هرمنوتیکی، می توان تعبیر- هر چند ناقص را- ازیک متن مطرح نمود.

 برای دستیابی زودتر به اصل مسأله و جلوگیری از درازی سخن، نگرشی بر چند بیت از دیوان بیدل را آغاز می کنیم:

 

" ناله ها داریم و کس زین انجمن آگاه نیست

آن چه دل می خواهد از اظهار مطلب، آه نیست"

ادامه نوشته

جستاری بر فرهنگ روشنفکری

جستاری بر فرهنگ روشنفکری

                                                                                                                  

 

روشنفکری از باب مقوله های ارزشی، از دیدگاه جامعه شناسیست. اما مشروط بر اینکه توجیه مشخص و فراگیر از این عنصر، به عنوان یک روند پویا ارائه گردد. توجیه مشخص، زمانی می تواند بدست آید که روشنفکر شناخت ژرف از اصل "فرهنگ روشنفکری" داشته باشد. به منظور پی گیری بهتر و شناخت ژرفتر این مسأله، ارزشهای معیاری فرهنگ روشن فکری را کالبد شکافی می کنیم:

 

فرهنگ روشنفکری چیست؟

از لحاظ هنجارهای ارزش شناسانه، فرهنگ روشنفکری: "آمیزه ای از آگاهی و خود آگاهی در ذهن روشنفکر است".(1)

ادامه نوشته

جدال روشنفکربا سنت

جدال روشنفکربا سنت

 

 

مهمترین موضوع مورد بحث درین نبشتار، جدال روشنفکر دربرابر سنت است که به نوعی این تقابل ( میان روشنفکری و سنت ) یا به نفی یکسره روشنفکر می انجامد و یا برعکس به نفی یکسره ی سنت از جانب روشنفکر.

 به یک تعبیر: این رویارویی و تقابل، یک روند طبیعی است که با توجه به اصل ماهیت فطری روشنفکر از عنصر " پرخاش " و ایستایی " سنت" در برابر پدیده های مدرن، سرچشمه می گیرد و هردو عنصر(روشنفکری  و سنت) در یک نقطه ( بستر مناسبات جمعی یا جامعه ) در برابرهم به جدال برمی خیزند.

ادامه نوشته

مسوولیت روشنفکر تعهد است یا تعبد ؟

مسوولیت روشنفکر تعهد است یا تعبد ؟ 

                                                                                                              

 

بحث بر سر دو تا مقوله است: اول " تعبد " و دوم " تعهد ".

ناگفته پیداست که در جمع مسایل حاد در جامعه، مشخص ترین مفهوم ارزشی روشنفکر، وابسته به مسؤولیت و تعهد وی است؛ به تعبیر روشنتر:

روشنفکر موجودیست که در وهلۀ نخست ،مفهومش بر می گردد به داشتن اصل مقولۀ تعهد که بر گرفته از عنصر مسوولیت است.

برای بازیابی ژرفتر از دو مفهوم " تعهد" و" تعبد" و بعد پیوند آن با خود روشنفکر، این دو تا مفهوم را به گونه فشرده باز خوانی می کنیم تا دریافتها و بافتهای مان، دچار چالش نشویم:

 

الف: تعهد چیست؟

ب: تعبد چگونه است؟

ادامه نوشته

دو دوبیتی

خلوت یک شیشه

درخت عاطفه از ریشه خشکید

خیالت بر لب اندیشه خشکید

حضورت مثل یک تصویر کمرنگ

میان خلوت یک شیشه خشکید

تردید

شب آمد، آسمان پیچید، ترشد

درون حوض مه خورشید ترشد

دلم حتا به زیر چتر باور

سحر در بارش تردید تر شد

 

چا لش های روشنفکری

چا لش های روشنفکری

 

بحث پیرامون مقوله ی روشنفکری و کالبد شکافی همه ا ی اجزای آن، در یک بررسی مختصر ممکن نیست. گسترده گی این بحث، پژوهش ژرف و فرصت دراز می خواهد تا با استفاده از منابع و مآخذ علمی و با پیروی از شگردهای پژوهشی ، این موضوع دنبال گردد؛ اما به منظور ارائه ی یک پیشفرض و مقدمه ای برای ورود به اصل مسأله ی " روشنفکری"، بهتراست جستاری به عنوان یک آغازدرباره ی این مقوله ( روشنفکری)  مطرح گردد.

مهمترین مسأله در جامعه، چالش های فراوان و متعدد فراراه روشنفکر و کار روشنفکریست که به نحوی حرکت سیال روشنفکر را به ایستایی می کشاند و ارزش معیاری کارروشنفکری را، به لحاظ قیاسهای ارزش شناسانه زیرسؤال می برد و گاه به نفی یکسره ی ارزشهای آن منجر می شود.

 

چالش های روشنفکری چیست؟:

 

1-     درک نادرست از مفاهیم و ارزشهای معیاری در جامعه

2-     شک و نفی اعتقادات و باورهای همگانی

3-     جنون مدرن گرایی

ادامه نوشته

شعر، عنصر فرا زمانیست

شعر، عنصر فرا زمانیست

                      

                                                                                                     

 شعر برایند عاطفی زبان، در فرایند زمان است. یعنی زمان به یک تعبیر نیمه ی از حیات واقعی شعر است که رابطه ی انداموار با هویت شعر و مقوله ی "شعریت" دارد. اندیشه، احساس، عاطفه، تخیل و در کلیت "محتوا" و "شکل" به نحوی وابسته به زمان است و زمان به عنوان سازنده ترین عنصر، شکل دهنده ی اجزای آن؛ اما مهمترین موضوع مورد بحث در این نبشته، همانا طرح مسأله ی فرازمانی بودن شعر و فرازمانی اندیشیدن شاعر است که به منظور  ورود  به بحث، به اصل مسأله، توجیهی از مقوله ی فرازمانی بودن شعر، ارائه می گردد:

 

الف- عنصر فرازمانی در شعر چیست؟

ب- کدام شعر ها فرازمانی اند؟

ادامه نوشته

سخنی در باره ی "دل" و "بیدل"

سخنی در باره ی "دل" و "بیدل"

                                                                                                                    

"نقطه ی موهومم؛ اما عمرها شد ذره وار

عشق از دیوان خورشید انتخابم می کند

من نمی دانم که ام در بارگاه کبریا

حلقه ی بیرون در "بیدل" خطابم می کند"

 

سخن در باره ی "دل" آسان- اما؛ دشوار- است. آسان به دلیل این که اگر توجیه متعارف از آن ارائه شود، هرکسی بدون ابهام می تواند تعبیری برای شناخت از آن را مطرح نماید؛ اما دشواری آن، زمانی است که این واژه (دل) از مفهوم یک لایه ی آن بیرون می شود و مبتنی بربرداشت های چندلایه و هرمنوتیکی، دریافت های گوناگون از آن افاده می می گردد. برای مطرح ساختن این مفهوم "آسان؛ اما دشوار"، سخن را از واژه ی دل آغاز می کنیم و سپس به "بیدل" می رسیم:

ادامه نوشته

نفرت

نفرت

به رزاق مامون

شبی بر صورت آیینه اف کرد

تمام نفرتش را مرد تف کرد

ولی آنگه که یادش مشعل افروخت

چراغش را کسی در باد پف کرد

لحظه ها

لحظه ها

سیاهی پشت شیشه لانه می کرد

به پای لحظه ها زولانه می کرد

کسی گیسوی احساس ترا باز

میان خلوت شب شانه می کرد