دیده گاه پسامدرنیسم در باره ی زبان

دیده گاه پسامدرنیسم در باره ی زبان

رویکرد هرمنوتیکی وقرائت های متفاوت از متن در حوزه ی ادبیات ونقد ادبی، یکی از نظریه های مهم "پسامدرنیسم" است.

باتوجه به این نظریه، دیده می شود که محوری ترین تأکید پسامدرنیسم در حوزه ی"زبان ونقش آن" شکل می گیرد و پسامدرنیست ها با بیان این که "زبان نقطه ی ثقل ماست"، می کوشند ماهیت انسان و فرایند انسانیت را به وسیله ی زبان تفسیر وتوجیه نمایند.

دیدگاه پسامدرنیسم در مورد زبان:

پسامدرنیست ها، زبان را عاملی می دانند که: به طور قطع انسان را از حیوان متمایز می کند. خود آگاهی، تفکر، رفتار انسانی وهمه وهمه برپایه ی زبان قابل تعریف است وهیچ منشأ دیگری غیراز زبان وجود ندارد." (1)

ادامه نوشته

عاشق ترازهمیشه

 عاشق ترازهمیشه

واین هم یک غزل تازه که همین لحظه نوشته ام ‌:

 

 بازآ شبی خیال مرا تا بدل کنی

درحس ناشیانه ی شعرم غزل کنی 

با مشت پرحلاوتی ازخاطرات خویش

کندوی لحظه های مرا پرعسل کنی

ای کاش درسکوت خدا گونه ات عمیق

دستی فرو برای تغییرازل کنی 

یعنی میان جاده ی دلتنگ سرنوشت

عاشق ترازهمیشه برایم عمل کنی

برآسمان روی وسپس عاشقانه تر

آن جا فرشتگان خدا را بغل کنی

چند گپ درباره ی"پسامدرنیسم"

چند گپ درباره ی"پسامدرنیسم"

"پست مدرنیسم"، مقوله ی پیچیده وچند سویه است که نخست درمعماری پدید آمده وسپس در حوزه های دیگر مانند:فلسفه، جامعه شناسی، نقاشی، ادبیات و… گسترش یافته است.

برای شناسایی بهتر، خوب است دریافت مان از این مقوله (پسامدرنیسم) راپی بگیریم تاتصور نسبیی به منظور شناخت  ازآن فراهم شود.

پست مدرنیسم چیست؟:

پست مدرنیسم که در فارسی به آن "پسامدرنیسم" نیز گفته می شود، از پیشوند "پست" "post"    یا"پسا" و"مدرنیسم" "modernism" شکل یافته واز ریشه ی لاتینی modo  که به مفهوم"اکنون" است ،مشق شده است.

پیش از ورود به بحث درحوزه ی پست مدرن، بهتر است در باره ی دوره های پیش تر از"پست مدرن" – به ویژه دور های ماقبل مدرن ومدرن - نگاهی انداخته شود، تا دست کم تفاوت دوره ی پست مدرن از دوره های ماقبل آن مشخص شود.

ادامه نوشته

دوبیتی هایی برای یک شَبَح

دوبیتی هایی برای یک شَبَح

شَبَح از فصل یک آغازمی خواند

برایم آیتی از رازمی خواند

می آمد شب؛ولی تنهای تنها

به زیرپنجره آواز می خواند.

           ***

شَبَح شبنم فراوان می خرد باز

طراوت را به یاران می خرد باز

برای جنگل خشک خیالش

کمی از ابر، باران می خرد باز.

           ***

شَبَح درخواب هایش ماه می دید

ستاره در بُن یک چاه می دید

برای بازتاب این تصور

خیالش را کمی کوتاه می دید.

           ***

دلم با باد و باران گفتگو کرد

شَبَح را کوچه کوچه جستجو کرد

شبی دیدم میان حوض ابری

شَبَح را روح باران شستشو کرد.

          ***

شَبَح آمد، شبی در خانه سرکرد

به سوی تخت خواب خود نظر کرد

زنش را دید با مرد دگر است

فقط خاموش از کنجی گذر کرد.

          ***

کسی در پیچ و تاب رود گم شد

میان موجه ی پدرود گم شد

شَبَح شد، آمد ودیدم که یک شب

به خود پیچد، مثل دود گم شد.

          ***

شَبَح از امتداد یاد بگذشت

شبی ازکوچه ی میعاد بگذشت

کسی اورا ندید هرگز؛ ولی او

شتابان آمد و چون باد بگذشت.

           ***

شَبَح مأیوس از دنیا شد ورفت

وخسته از من و هرجا شد ورفت

غریبانه دلش را باخودش برد

دگرنامد، تک و تنهاشد ورفت.

به زودی دوکتاب تازه ی من منتشرمی شود!

به زودی دوکتاب تازه ی من منتشرمی شود!

دوستان نازنین من!

به زودی دوکتاب تازه ی من "مثل من،تنهایی من"و"چیزهایی ازدل درباره ی بیدل" ازچاپ بیرون می شود.

"مثل من،تنهایی من"، مجموعه یی ازتجربه های شاعرانه ی من است که درخلوت نگاشته شده اند وبه بیان دیگر: خلوتم را شعر گفته اند.

عاشقانه های من در این مجموعه، ازجنس روزمره گی های مزمن نیست. عاشقانه ها ازدید من،رویکرد هایی اند که ازنفس زنده گی سخن می گویند ورازهای ناگفته (ویاهم کمترگفته) شده ی آدم را ازلایه های درونی آن بیرون می کشند. 

 کتاب دوم در برگیرنده ی سه بخش است:

1- چیز هایی از دل درباره ی بیدل: مجموعه یی ازتأملات من درمورد برخی از ابیات بیدل،گونه ی نگاه مابه شعر بیدل، روش های نزدیک شدن به شعر بیدل وبرداشت های هر منوتیکی از شعر این"اُبَر شاعر" زبان فارسی است. 

در این نگاشته ها، تعمدم این بوده که ازچشم انداز تازه تری به شعر بیدل نگاه کنم؛ اما این که تاچه اندازه یی به این تعمد ودگر گونه نگری دست یازیده باشم (ویانیازیده باشم) بحثش را به خواننده ی چیزفهم می گذارم.

۲-تبارشناسی غزل امروز: این نوشته ها، سلسله ی بحث های من در باره ی رویکرد های غزل امروز است که نخست به گونه ی سخنرانی تهیه شده وسپس ، به صورت مقاله ها در آمده است.

مهم ترین بحث هایی که در زمینه ی تبارشناسی غزل امروزمطرح شده، دربرگیرنده ی موضوعاتی مانند ویژه گی زبان غزل امروز، ساختارغزل امروز و نقد و وبررسی روش های دست یابی به غزل امروز است.

۳- وچند نبشته ی دیگر: برخی ازنگاشته های این بخش (ونه همه یی آن ها) در واقع شبیه گفتمان هایی است درزمینه ی ادبیات که باوجود تکسویه بودن آن ها،می تواند جای تاُمل وبحث های گسترده تررا درمیان مخاطبان خود باز کند.  

 

 

گفتمانی باچندشعرویک شاعر

گفتمانی باچندشعرویک شاعر

"ما فقط نمی کوشیم تاآنچه را که در شعر است، درک

کنیم، بل می خواهیم تاآن جهانی را بشناسیم که

شعر بدان تعلق دارد، یا طرح آن را می ریزد."

                                                         " گادامر"

"عاقبت مثل سگی، روی سرک خواهی مرد  

آن قدر فکر نکن مرد لچک، خواهی مرد       

توکه ولگرد ترین آدم دنیا استی                   

زیر پل با جسدی مانده شخک خواهی مرد                                                                 

پیش توفلسفه وآیت وافسانه یکی ست

چون که با این همه معیارومحک خواهی مرد

توبه قران وخدا وهمه کس شک داری

عاقبت زیردل این همه شک خواهی مرد" (شعر2 ، ص ص 6 تا7 ) 

 

این شعر، بریده یی ازیک غزل "کاوه جبران" است که در مجموعه ی"آفتاب تعطیل!"،چندی پیش منتشرشده است. 

خواندن بسیاری از شعر های این دفتر، مارا با"نگاه متفاوت" روبه رومی سازد: اما این نگاه متفاوت چیست؟

برداشت من ازنگاه متفاوت، به معنای تازه دیدن پدیده هاونامتعارف نگری در مفاهیمی است که به گونه یی، ویژه گی اندیشه را در شعر شکل می دهد.

ارزش نگاه متفاوت در شعر این است که شاعر با این رویکرد، از تکرار گفته های دیگران می پرهیزد، وخودش یک تنه درلایه های درونی وبرونی ساختار محتوا وزبان، نفس می کشد.

در برخی از شعر های"جبران" با آن که به گونه ی طبیعی- گاهی به لحاظ شکل وزمانی هم به لحاظ کاربرد محتوا- تاثیرپذیری هایی از کاردیگران دیده می شود؛ امابازهم حضور او به عنوان شاعری که خون احساس ودریافت های خودش دررگ شعر هایش جاریست، قد می کشد، واین ویژه گی در بسیاری از سروده هایش گسترش می یابد:

"مادرببین که دربدری عادتم دشده

شب ها شراب ولندغری عادتم شده

یک سوشراب وشعر وجهانی شبیه گور

یک سو چخوف ونیچه ولعنت به بوف کور" (شعر1 ، ص2 )

                       ***

"باز ساعت روی شش افتاده، پیهم زنگ زنگ

باز از جایت بخیزی مثل خر، گنگس وگرنگ" (شعر4 ،ص10 )

ادامه نوشته