دشمنان برچهره ی"مأمون"اسیدپاشیدند

حمله ی ناجوانمردانه وبزدلانه ی دژخیمان برضد"رزاق مأمون"نویسنده وخبرنگار-ودوست عزیزم را-باجدیت محکوم می کنم.نفرین بردشمنان آزادی بیان...

شب است وماه درزنجیربنداست

درین جاهرچه آماج گزنداست

تووتنهایی واین راه دشوار

صدای زوزه ی گرگی بلنداست

بازخوانی چندبیت ازشکوه های ناصر خسرو

بازخوانی چندبیت ازشکوه های ناصر خسرو 

ناصر خسرو، به دلیل داشتن ویژه گی های منحصر به فرد، شاعریست که بیشتر برارزش های اخلاقی ،خرد ورزی ودانشی اتکا دارد وبه تعبیر معروف: "مضاف برشاعر بودن، معلم اخلاق است، حکیم است، متکلم وفیلسوف "(1)

همین مشخصه های ارزشی - به ویژه تأکیدبرای فراگیری دانش- است که  تصویر روشنی از شخصیت این سخنور فرزانه اراٸه می دهد وازچشم انداز ارزشی ،چهره ی متعهدانه ی ناصرخسرورا نشان می دهد:

"نکوهش مکن چرخ نیلوفری را

برون کن زسرباد خیره سری را

سپیدار مانده ست بی هیچ چیزی

 ازیرا که بُّگزید اوکم بری را

اگر تو از آموختن سربتابی

 نجوید سرتوهمی سروری را

 بسوزند چوب درختان بی براگر

سزاخود همین است مربی بری را

 درخت توگرباردانش بگیرد

 به زیرآوری چرخ نیلوفری را" (2) 

ازاین دست نمونه ها را، فراوان می توان در دیوان ناصرخسرو (وآثاردیگرش) بازیافت که دریک سخن، همه بازگو کننده ی ستایش او ازدانش است؛اما مهمترین مسأله مورد بحث دراین نبشته، تأمل در شکوه ها ی این شاعرازناملایمات روزگاراست .

 در اینجا می کوشم با بازخوانی چندبیت از دیوان شاعر، به گونه یی، مفاهیم این شکوه ها {شکواییه ها} را بررسی کنم.
ادامه نوشته

توجانِ خراباتي، جانانِ خراباتي!

توجانِ خراباتي، جانانِ خراباتي!

به مناسبت یاد بودازاستاد بزرگ "محمدحسین سرآهنگ"

 

صدايِ نغمه وچنگي نمانده

فروغِ فرّو فرهنگي نمانده

براي شرحِ "بيدل" در"خرابات"

خدايِ من سرآهنگي نمانده

                              جاويد فرهاد

-یک-

استاد "ماد حسين"،" بچه ی غلام حسين":

دوره، دوره صباوت بود، و هنوز پنجره های ذهنم به سوي سر زمين هاي پهناور پندار کشوده نشده بود، و هنوز فاصله ی ژرفي بود ميان من و ديدن و شنيدن که نخستين بار اسم " کوهِ بلندِ موسيقي استاد" محمد حسين سرآهنگ" را از زبان پدر زنده يادم شنيدم.

 انعکاس صداي پدرم - که با حنجره ی نرميِ سخن مي گُفت - هنوز در دل و دماعم جاريست:

 " استاد ماد حسين، بچه ی غلام حسين!"

پدرم هميشه اسم " محمد حسين" را به گونه ی " ماد حسين " تلفظ مي کرد و "احمد ظاهر" را نيز "آمدظاير" مي گُفت.

به يادم است که پدرم هنگام باز گويي خاطراتش از استاد مرحوم (سرآهنگ) ، از فرد ديگري به اسم "غلام حسين ناتکي" نام مي برد و پاره يي از خاطرات خود را به صورت پراگنده از وي نيز، نقل مي کرد.

ادامه نوشته

سیاسی گری در شعر

سیاسی گری در شعر

بخش نخست

{یادآوری:

بخش دوم این نوشتار،به بررسی ونقدشعرهای سیاسی دوره ی حاکمیت مجاهدین می پردازد}

شعر،برآیندهنرمندانه ی احساس است که در ترازوی نقد وبررسی، نخست با ویژه گی هنری سنجیده می شود؛ اما موضوع اساسی - ومورد ونقد در این نوشته ،طرح"مسأله سیاسی گری " در شعراست.

 باوجود آن که از دو دهه به اینسو، شعر معاصر ما - تاجایی به تجربه های تازه درحوزه ی زبان واندیشه دست یازیده- ؛امانوعی "سیاسی گری مطلق " وسیاست پراگنی معلق"،همگام با شعارزده گی" در آن راه باز کرده است.

اگرازدودهه پیشتر(یعنی ازسال58تادهه های60و70) به این مسأله{روندسیاسی گری درشعر }نگاه کنیم،دیده می شود محتواو درونمایه های بیشترشعرهایی که زیرچترحاکمیت آن زمان تولید(وگاهی هم سروده شده اند)، بارویکردهای فرمایشی و "کلیشه زده گی" همراه بوده است{واین رویکردها ،درست همان چیزی است که بیان هنری درشعر را لطمه زده و زبان هنرمندانه در کاربرخی ازاین شاعران، زیر تأثیر به اصطلاح "جوشش انقلابی و احساساتی " قرار گرفته است.

ادامه نوشته