روشنفکر عامل است یا عمله؟

 

دربحث های مدرنی که درباره ی مقوله ی روشنفکری مطرح است، دوتا مسئله درتعریف از روشنفکری باهم یکجا شده که این یکجایی در تعریف، هرازگاهی توجیه و شناخت مارا از عنصر روشنفکری دشوار میسازد. از همین جاست که گاه گاهی  در توجیه وتعریف مسئله ی روشنفکر به خطا می رویم و ناآگاهانه به نشخوار اندیشه های دیگران می پردازیم. با استناد براین پیش فرض، در وهله ی نخست باید پیگیری کنیم که این دوتا مسئله کدام اند و چرا به عنوان دو مشکل اساسی، فرا راه مقوله ی روشنفکر و روشنفکری قرار دارند. پاسخ بسیار ساده است:

برای آن که ما درک درست از روشنفکر عامل و عمله ی روشنفکری نداریم.

 

اما به منظور رهیافت بیشتر و توجیه ژرف تر از مقوله ی روشنفکر عامل و عمله ی روشنفکری ، بهتر است موضوع بحث را از تعریف خود روشنفکر و بعد بافتش در جریان روشنفکری آغازکنیم تا دریافت مان به گونه ی نسبی از مسئله روشن باشد.

 

تعریف روشنفکر:

از دیدگاه جامعه شناسی و به تعریف " جان لایت" : روشنفکر موجودیست که ویژگیهای برتر ذهنی در نحوه ی درک و عملی سازی مسایل گوناگون از جامعه دارد و همین خاصیت، نسبت به کل جامعه، هویت او را در زمره ی خواص،  مشخص می کند. (1)

وقتی با دید ژرف اندیشانه این تعریف را کالبد شکافی کنیم، می بینیم این پنداشت، بیشتر به یک توجیه نزدیک است تا به یک تعریف گسترده ی؛ زیرا ماهیت تعریف را با یک تمامیت، در خود ندارد.

درست است که به تعبیر " لایت" ویژگیهای برتر ذهنی در نحوه ی درک و عملی سازی مسایل گوناگون،  ویژگی روشنفکر است؛ اما باید گفت: این ویژگی و " خاصیت" در برگیرنده ی کل ارزشهای روشنفکر نیست؛ بل جزئی است از یک ویژگی  که مفهومش بر می گردد به بخشی از یک " ارزش " نه کل آن.

اما درمقایسه با تعریف پیش ( به تعبیر خود جان لایت ) با استناد بر تیوری تعریف، او تعریف درست را درباره ی روشنفکر ارائه نمی دهد.

 

" فوکویاما" اندیشمند " پست مدرنیست" در نقدی که بر آرای " هانتینگتون" پیرامون تعبیر از جریان روشنفکری دارد، توجیه جالبی از روشنفکر ارائه می کند: " روشنفکر یعنی آمیزه ای از خلاقیت، ابتکار، تحول و تجدد که با تحلیل زمانی و فرازمانی، قدرت ارایه طرح رابه گونه ی فطری داراست.

با تأمل بر این توجیه، می شود این پنداشت را به صورت فرضی ( شاید هم نسبی) زمینه ای دانست برای پی گیری و رد یابی از دو مسئله ی چالش برانگیز " عامل روشنفکری و عمله ی روشنفکری ".

 

روشنفکر عامل است:

بنا برپنداشت ذهنی " فوکویاما" داشتن ویژگی های مانند: " خلاقیت، ابتکار، تجدد، تحول همراه با تحلیل زمانی و فرازمانی و ارایه ی طرح" همه ارزش های فردی روشنفکر است که به گونه ی فطری ارزش درونی او را شکل می دهد.

با این پنداشت تصور می شود که ویژگی های بر شمرده شده، همه از باب مقوله های ارزشی اند، پس روشنفکر با آن توجیه، یک ارزش است و از دیدگاه معیارهای ارزش شناسانه، آنچه جوهر ارزشی دارد تأثیرگذار است و خصلت عاملی دارد نه عمله یی، پس روشنفکر در متن جامعه، عامل است نه عمله.