پیچک خیال
پیچک خیال
تا پیچک خیال تو از ناز قد کشید
رویا جوانه کرد،غزل با ز قد کشید
در بال های باور گنجشک های شعر
احساس نا شیانه ی پرواز قد کشید
شاعر نبود آن که خودش را نوشت و بعد
در واژه های روشن اعجاز قد کشید
گل کرد در تکلم و بعدن دلش گرفت
مثل ترانه دردل آوازقد کشید
گم شد میان همهمه ی"تال"و"سر"سپس
از لابلای "سرگم" یک ساز قد کشید
پایان گرفت هستی اش وخوشه خوشه باز
با رویش دوباره ی آغاز قد کشید
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:56 توسط جاوید فرهاد
|