دوبیتی ها
دوبیتی ها
خزان آمد زمستان می شود گل
پرستوها به زندان می شود گل
به دست جوخه های یخ یکایک
خدایا !تیرباران می شود گل
ترنم در گلوی یار زخمیست
تکلم بر لب پندار زخمیست
کنار بیشه ی تاریک بدرود
چریک روشنی بسیار زخمیست
به روی سینه اش تصویر مانده
کبودیی غل و زنجیر مانده
شهید است و میان ابروانش
نشان خوردن یک تیر مانده
تن هر خار شمشیر"یزید" است
صدای نعره ی "شمر" پلید است
به هر سو سر زده گل های قرمز
شقایق مثل خون یک شهید است
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 20:27 توسط جاوید فرهاد
|