توفان گذشته برگرد
توفان گذشته برگرد
وقتي نگاه نوشيد، فنجان چشمهايت 
صد قهوه عشق حل شد، يكدم ميان چايت
خواندي غزل برايم، از آب و باغ و سبزه
در يك سكوت گل كرد، نيلوفر از صدايت
رفتي ولي نديدي، بعد از نبودِ سردت
بسيار تشنه مي شد، آيينه ها برايت
پهن است در اتاقم، پيراهن حضورت
بر سطح ميز و حتا، بر روي مبل و جايت
گفتي كه كس نمانده؛ امّا بيا و بنگر
اين آسمان رفيقت، خورشيد آشنايت
كَشتي كجاست اينجا، توفان گذشته، برگرد
اي نوح سرنوشتم، با هرچه نا خدايت
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 13:45 توسط جاوید فرهاد
|